تبلیغات
مهدویت - مصر در عصر ظهور امام مهدى(علیه السلام)
 

 
مصر در عصر ظهور امام مهدى(علیه السلام)
احادیثى در خصوص مصر در عصر ظهور امام مهدى(علیه السلام) وارد شده است اما احادیث ضعیفى نیز دارد . برخى مربوط به جنبش فاطمى ها و ورودشان به مصر و سرزمین هاى شام است كه برخى راویان آنها را با احادیث مربوط به خروج سفیانى و ظهور مهدى(علیه السلام)آمیخته اند . برخى از این احادیث صحیح است و اهالى مصر و نجیبان مصرى را كه از یاران ویژه امام مهدى اند ، ستوده اند و مى گویند : امام مهدى(علیه السلام) مصر را منبر جهانى اسلام مى كند.

احادیثى در خصوص مصر در عصر ظهور امام مهدى(علیه السلام) وارد شده است اما احادیث ضعیفى نیز دارد . برخى مربوط به جنبش فاطمى ها و ورودشان به مصر و سرزمین هاى شام است كه برخى راویان آنها را با احادیث مربوط به خروج سفیانى و ظهور مهدى(علیه السلام)آمیخته اند . برخى از این احادیث صحیح است و اهالى مصر و نجیبان مصرى را كه از یاران ویژه امام مهدى اند ، ستوده اند و مى گویند : امام مهدى(علیه السلام) مصر را منبر جهانى اسلام مى كند.



نمونه اى از این احادیث را بیان مى كنیم :
به نقل از فتح البارى گذشت : ابو نعیم از طریق كعب الاحبار آورده است كه مادر دجال ، وى را در « قوص » از مناطق مصر ، به دنیا مى آورد . بین به دنیا آمدن تا خروجش سى سال طول مى كشد .
مقصود « كعب » از این گفته نادرست ، آن است كه به نظر آنها « دجال » پادشاه یهودیان است و مانند موسى(علیه السلام) در مصر متولد شده و بنى اسرائیل را رهبرى مى كند .
نیز حاكم  از كعب الاحبار پیشگویى دروغینى را درباره ویران شدن مصر روایت كرده است : جزیرة العرب از خرابى ایمن است ، تا ارمنستان خراب شود . مصر از خرابى ایمن است تا جزیرة العرب خراب گردد . كوفه از خرابى ایمن است تا مصر خراب شود . نبردى نخواهد بود تا كوفه خراب شود و شهر كفر فتح نمى شود تا نبرد رخ دهد ، دجال خروج نمى كند تا شهر كفر فتح شود .
این حدیث ، از دروغ هاى « كعب » است . گفته شد كه وى بین مسلمانان شایعه كرد كه دجال بلافاصله پس از فتح قسطنطنیه خروج مى كند و مكه و مدینه خراب مى شوند ; همچنین مصر و سرزمین هاى مسلمانان ویران مى گردد . « كعب » در ترویج دروغ هایش در ستایش شام و نكوهش حجاز و مصر و عراق كوشا بود و گفته هایش توسط شاگردانش به احادیث نبوى تبدیل شد، از جمله حدیث ابن عمر كه پیامبر فرمود: ابلیس وارد عراق شد و در آنجا قضاى حاجت كرد ، بعد وارد شام شد اما وى را از آنجا راندند ، سپس به مصر رفت و آنجا تخم گذاشت كه جوجه شد ، سپس بساطش را آنجا گستراند ! در روایت ابن عساكر آمده است : بر آنجا تكیه زد .

به روایت طبرانى در اوسط  و معجم الكبیر  ; ابن عساكر در تاریخ دمشق از ایاس بن معاویه كه رسول خدا فرمود : خدا به خاطر من براى شام و اهالى اش ضامن شد اما ابلیس به عراق رفت و در آنجا تخم گذاشت كه جوجه شد ، سپس به مصر رفت و بساطش را گستراند و تكیه زد !
نیز فرمود : كوه شام ، كوه پیامبران است . ودر جای دیگر  آمده است : سپس وارد شام شد اما وى را راندند، تا به « بُساق »(1 ـ عقبه بُساق ، چنان كه در معجم البلدان 1/413 است ، در راه مصر است ) رسید .


در جواهر التاریخ  گفتیم كه راویان خلافت با تعصب نسبت به شام و بنى امیه بار آمدند و تربیت شدند ، حدیث صحابى جلیل عمرو بن حمق خزاعى را در ستایش مصر ، به رغم آن كه عالِمانشان حدیث وى را صحیح مى دانستند ، نپذیرفتند . در مستدرك حاكم  آمده است كه عمرو بن حمق از رسول خدا نقل كرده است : فتنه اى خواهد بود كه سالم ترین مردم ( یا فرمود : بهترین مردم ) در آن ، سپاه غربى است ، از این رو به مصر آمدم . معجم الأوسط طبرانى 8/315 ; بخارى در تاریخ الكبیر 6/313 . . .

به نظر سنى ها ، هر چه كه معاویه و كعب الأحبار درباره برترى شام و اهالى آن بر جهان گفته ، صحیح است !

سیوطى در شرح بر صحیح مسلم  آورده است : طبرانى روایت كرده و حاكم آن را صحیح دانسته كه عمرو بن حمق مى گوید كه رسول خدا فرمود : فتنه اى خواهد بود كه سالم ترین مردم در آن سپاه غربى است . ابن حمق گفته است : بدین سبب مصر را بر مناطق شما ترجیح دادم !

« محمد بن ربیع جیزى » روایت را در مسند الصحابه آورده و گفته كه وارد مصر شدند و افزوده است : شما سپاه غربى هستید . این حدیث ، فضلى براى مصر در بیان ملت اسلام است كه گرفتار فتنه هاى اندك بوده ، در طول مدت تاریخ اسلام ، بى بلا بوده اند و مصر دچار ناملایماتى كه به دیگر مناطق رسید ، نشد و همچنان معدن دانش و دین ماند و سرانجام مركز خلافت و محل كوچ همگان شد ! اكنون پس از مكه و مدینه ، هیچ سرزمینى مانند مصر در ظاهر ، شعائر و نمودهاى دینى آشكار و برجستگى ندارد !



نجیبان مصر ، وزیران امام مهدى

الغیبه طوسى از جابر جعفى از امام باقر(علیه السلام) آورده است : بین ركن و مقام ، سیصد و اندى ، به شمار جنگجویان بدر با قائم(علیه السلام) بیعت مى كنند . در میان آنها نجیبانى از مصر، ابدالى از شام و نیكانى از اهالى عراق وجود دارند . تا زمانى كه خدا بخواهد ، آنجا مى ماند . به نقل از الغیبه ، اثبات الهداة 3/517 ; بحار 52/334 .

الفائق زمخشرى  و تهذیب ابن عساكر  از على(علیه السلام) آورده است: قله اسلام، كوفه; هجرتگاه ، مدینه ; نجیبان از مصر و ابدال از شامند ، كه اندكند .

ص 63 : ابدال از شام ، نجیبان از مصر و نیكان از اهالى عراقند .

این حدیث فضیلت بزرگى براى مصر و اهالیش است ، چون اصحاب مهدى(علیه السلام) كه سیصد و سیزده نفرند ، همگى مقام بزرگى دارند . پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)اینها را ستایش كرده اند و در دولت عدل الهى ، حاكمان جهانند . روایتى در منابع شیعى دلالت دارد كه وقتى امام به شام مى رسد ، پرچم هاى مصرى ها خدمت امام مى رسند و با ایشان بیعت مى كنند ، یعنى پس از پیروزى امام در جنگ قدس ، یا پیش از آن !

در ارشاد  امام رضا(علیه السلام) فرمود : گویا پرچم هاى سبز رنگى از مصر را مى بینم كه در سرزمین شام با مهدى كه صاحب وصایا(ى پیامبران ) است ، مى پیوندند .



امام مهدى وارد مصر مى شود و آنجا را مركز تبلیغات جهانى خود مى كند

منابع ما ( شیعى ) از امیر مؤمنان(علیه السلام) روایت كرده اند كه فرمود : منبرى در مصر خواهم ساخت و دمشق را سنگ سنگ خراب خواهم كرد . یهودیان را از مناطق عربى بیرون و عرب را با این عصایم ادب خواهم كرد .

راوى ( عبایه اسدى ) مى گوید كه عرض كردم : اى امیر مؤمنان ! گویا مى فرمایى كه پس از شهادتت زنده مى شوى ! فرمود : هیهات ، اى عبایه ! سخنم را نفهمیدى و ذهنت جاى دیگر رفت ! مردى از نسل من آن را انجام مى دهد ، یعنى مهدى(علیه السلام). معانى الاخبار /406 ; ایقاظ /385 ; بحار 53/60 .

این حدیث دلالت دارد كه مهدى(علیه السلام) پس از نبردى ویرانگر با سفیانى ، دمشق را اشغال مى كند و یهودیان را كه در زمان ایشان در مناطق عربى پراكنده اند ، از آنجا بیرون مى راند و مصر را مركز تبلیغات جهانى مى كند . روایت بعدى مى افزاید كه مهدى(علیه السلام)وارد مصر مى شود و اهالى به پیشواز ایشان مى روند .

در مختصر البصائر  آمده است : على(علیه السلام) در یكى از خطبه هایش مهدى را توصیف كرد و فرمود : « صدیق اكبر با پرچم هدایت روانه مى شود . . . آن گاه به مصر مى رود و بر فراز منبر براى مردم خطبه مى خواند . زمین به عدالت بشارت مى دهد ، آسمان باران مى بارد ، درختان میوه مى دهد ، زمین سرسبزى اش را مى رویاند و براى زمینیان زیبا مى شود . حیوانات وحشى در امان مى مانند ، تا آن حد كه مثل چارپایان در گوشه و كنار زمین مى چرند . نور علم و دانش در دل مؤمنان افكنده مى شود و مؤمنى به دانش برادرش نیاز پیدا نمى كند . آن روز تأویل این آیه است : « خدا هر یك را از گشایش خود بى نیاز گرداند و خدا گشایشگر حكیم است » ( نساء/ 130 ) ر.ك : بشارة الاسلام /71

روایتى وجود دارد كه بیانگر گنج ها و انباشته هایى از دانش و غیره براى مهدى در دو هرم مصر است .

صدوق در كمال الدین  به نقل از احمد بن محمد شعرانى (از فرزندان عمار یاسر) از محمد بن قاسم مصرى آورده است كه ابن احمد بن طولون ، هزار كارگر را به مدت یك سال براى جستجوى درِ هِرَم به كار گرفت ، تا آن كه صخره مرمرینى یافت كه دیوارى پشت آن بود ولى نتوانست آن را خُرد كند . اسقفى از حبشه نوشته روى صخره را خواند كه از زبان یكى از فرعون ها نوشته شده بود : اهرام و كاخ هاى خارج از شهر را ساختم و دو هرم بنا نهادم و گنج ها و انباشته هایم را در آن جا پنهان كردم. ابن طولون گفت: در این باره جز قائم آل محمد(علیه السلام) احدى نمى تواند كارى كند ! سپس تخته سنگ را به همان جایى كه بود برگرداند .

نقاط ضعفى در روایت وجود دارد كه احتمالا به علت مطالبى است كه برخى راویان به آن افزوده اند ، اما نقاط قوّت قابل توجهى هم دارد .

ابن حماد در كتابش ( الفتن ) روایاتى از « كعب » و دیگران درباره ارتباط مصر با رخدادهاى پس از خروج سفیانى و ورود اهالى غرب به مصر و شام بیان كرده است ، اما آنها روایات غیر مستند هستند كه حتى اگر هم صحیح باشند ، منطبق با ورود لشكر مغرب فاطمى به مصر و شام است . ابن حماد  از عمار بن یاسر مى گوید : نشانه ظهور مهدى(علیه السلام) آن است كه تركان بر شما یورش مى آورند و خلیفه شما كه اموال را جمع آورى مى كند ، مى میرد و جانشین ضعیفى قرار مى دهد كه پس از دو سال بیعت با وى ، خلع و بركنار مى شود . همچنین قسمت غربى مسجد دمشق ، فرو مى ریزد و سه نفر در شام قیام مى كنند ، و نیز اهالى مغرب به سوى مصر خروج مى كنند ، كه حكومت سفیانى است . ابن منادى /44 و سنن دانى /78

ابن حماد  به نقل از ارطاة مى گوید : وقتى ترك ها و رومیان جمع شوند و قریه اى در دمشق و دیوار غربى مسجد دمشق فرو ریزد ، در شام سه پرچم برافراشته مى شود ، ابقع(ابقع در چهره آبله دارد .) ، اصهب(اصهب ، نام شیر است و زردگون است .) و سفیانى . مردى دمشق را محاصره مى كند اما وى و همراهانش كشته مى شوند . دو مرد از فرزندان ابو سفیان شورش مى كنند كه دومى پیروز مى شود . وقتى پشتیبانان « ابقع » از مصر مى رسند ، سفیانى با سپاهش به رویارویى با آنها برمى خیزد و آن قدر ترك ها و رومیان را در «قرقیسیا» مى كشد كه درندگان زمین از گوشتشان سیر مى شوند .

طوسى هم از همین نوع حدیث را در الغیبه به همان سند از ابن حماد به نقل از عمار یاسر آورده است كه دولت خاندان پیامبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهورش نشانه هایى دارد . زمانى كه این علائم ظاهر شد ، در جاى خود بنشینید و هیچ كارى نكنید تا آن نشانه ها بگذرد : وقتى كه روم و ترك به شما حمله كردند و لشكرها آراستند ، و خلیفه شما ( مسلمانان ) كه كارش جمع آورى اموال بود ، جان داد و مردى درستكار به جاى او نشست ، و چند سال پس از بیعتش از خلافت بركنار شد . نابود كننده دولت آنها از همان منطقه اى است كه دولت شان در روز نخست به وجود آمد .(ابو مسلم خراسانى ، به وجود آورنده دولت بنى عباس و از خراسان بود . هلاكوخان نیز از خراسان است كه بنى عباس را منقرض مى كند .) آن گاه روم و ترك به جان هم مى افتند و جنگ هاى زیادى روى مى دهد . در آن موقع كسى از قلعه دمشق صدا مى زند : واى بر ساكنان زمین از شرى كه نزدیك است ! سمت غربى مسجد دمشق به زمین فرو مى رود و دیوارش فرو مى ریزد . سه نفر در شام قد عَلَم مى كنند و هر سه خواهان سلطنت هستند . یكى از آنها ابقع ( آبله رو ) دیگرى اصهب ( سرخ و سفید ) و سومى از خاندان ابو سفیان است . وى از نهر كلب (محلى میان بیروت و صیدا) مى آید و مردم را در دمشق حاضر مى كند و غربیان به مصر حمله مى آورند. ورود آنها به مصر ، نشانه آمدن سفیانى است .

این روایت ، به وضوح بر جنبش فاطمیون مطابقت دارد اما برخى راویان با روایت سفیانى آن را اشتباه گرفته اند ، بنابراین نمى توان ثابت كرد كه سفیان رابطه و كششى به مصر دارد . روایات دیگرى هم از مصر در عصر ظهور سخن مى گوید اما یا مستند نیست و یا مربوط به رخدادهایى است كه اتفاق افتاده و گذشته است ; مانند روایات بحران اقتصادى در حجاز به سبب منع واردات مواد غذایى از مصر ; اگر این روایت صحیح باشد ، به سده هاى نخستین مربوط مى شود كه مصر تأمین كننده مواد غذایى حجاز بود اما راویان آن را با احادیث امام مهدى آمیخته اند . همچنین مانند روایت احمد 2/262 از ابوهریره كه رسول خدا فرمود: عراق پیمانه قفیز و درهمش را منع مى كند، شام مُد و دینارش را ; مصر اِردب (= پیمانه غلات) و دینارش را و به سر جاى اولى برمى گردید كه شروع كرده بودید ( سه بار فرمود ) ابو هریره مى گوید : گوشت و خون ابو هریره بر این مطلب گواهى است !

مانند آن را مسلم 4/2220 آورده ; ابو داود 3/166 ، بیهقى در سنن 9/137 ; دلائل النبوة 6/329 همگى به نقل از ابو هریره و . . .


ملاحم ابن منادى از ابوذر آورده است كه پیامبر فرمود: پس از یك سلطان در مصر، مردى از بنى امیه مى آید ، اما بر حكومتش چیره مى شوند و آن را از وى مى گیرند . او به روم فرار مى كند و رومیان را به طرف مسلمانان مى كشاند ، و این نخستین نبرد است .

تهذیب ابن عساكر  مى گوید : دیگران از ولید روایت كرده اند و ابونجم را بین حسان و ابوذر ، وارد كرده و در روایت افزوده است : مردى از بنى امیه در مصر خواهد بود .
ر.ك : الجامع الصغیر 2/63 از رویانى و ابن عساكر ; الحاوى 2/91 ; المعجم الأوسط 9/56 .
علاوه بر اشكال در سند ، این مطلب ، شاید رخدادى باشد كه واقع شده و تمام گردیده است اما منافى فرمایش پیامبر نیست كه فرمود : این نخستین نبرد است ، یعنى از جمله رخدادهاى مربوط به ظهور مهدى است .



::
نویسنده : موعود
تاریخ : پنجشنبه 13 تیر 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
***انتظار نور*** چهارشنبه 9 مرداد 1392 10:33 ب.ظ

موسی (ع)گفت:
خداوندا! می‏خواهم به تو نزدیک شوم، فرمود: قرب من از آن کسى است که شب قدر بیدار شود،
گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را می‏خواهم،
فرمود: آن، از آن کسى است که در شب قدر استغفار کند.
اَستغفِرُ الله َربّی و أتوبُ الیه
سلام بزرگوار بدون اغراق عرض میکنم مطالبتون عالیند به همین خاطر اگر مایل به تبادل لینک بودید ماروبدین صورت ☼☼☼انتظارنور☼☼☼ لینک کنید بعد خبر کنید تا شما هم لینک شوید
یامهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.