تبلیغات
مهدویت - اندرحكایت شعیب بن صالح!
 

 
اندرحكایت شعیب بن صالح!
اگرچه طیّ سال‌های اخیر گفت‌وگو از نشانه‌های ظهور، بحران‌های آخرالزّمانی و پرچم‌های زمینه‌ساز بالا گرفت، لیكن كمتر كسی جرئت می‌كرد انگشت اشاره به سوی مردانی دراز كرده و آنها را به عنوان مصداق حیّ و حاضر یمانی، خراسانی، سفیانی یا شعیب بن صالح معرفی نماید.
طیّ روزهای اخیر، برخی از وبگاه‌نویسان وطنی، دست از احتیاط كشیده و با ذوق‌زدگی ضمن انتشار مقالاتی متعدّد، از كشف مصادیق اشخاصی سخن می‌گویند كه به استناد روایات آخرالزّمان در سال‌های قبل از ظهور كبرای حضرت صاحب‌الزّمان(ع) خروج می‌كنند. این مردان، صاحبان پرچم‌هایی هستند كه با خروج خود، زمینه‌های ظهور امام را فراهم می‌سازند و در وقت قیام نیز به عنوان یاران و همراهان، حضرت را در تحقّق دولت كریمه‌اش یاری می‌دهند. در همین عصر از اشخاصی نیز سخن به میان آمده، همچون سفیانی كه روایات حضرات معصومان(ع)‌ از او به نام عثمان بن عنبسه یاد می‌كنند. شخصی منفی و خونخوار از نوادگان ابوسفیان و معاویه كه پس از خروج از «شام» دست به كشتاری بزرگ می‌زند و بسیاری از شیعیان آل محمّد(ص)‌ را از دم تیغ می‌گذراند. از خروج سفیانی به عنوان اوّلین نشانة حتمی ظهور امام(ع) نام برده شده است.

اگرچه طیّ سال‌های اخیر گفت‌وگو از نشانه‌های ظهور، بحران‌های آخرالزّمانی و پرچم‌های زمینه‌ساز بالا گرفت، لیكن كمتر كسی جرئت می‌كرد انگشت اشاره به سوی مردانی دراز كرده و آنها را به عنوان مصداق حیّ و حاضر یمانی، خراسانی، سفیانی یا شعیب بن صالح معرفی نماید.

شعیب بن صالح فرماندة رشیدی است كه حسب آنچه در روایات به آنها اشاره شده، در سِمت ریاست قوای نظامی سیّد خراسانی، او و یاران ایرانی‌اش را در حركت به سوی «عراق» و سركوبی بخشی از سپاه سفیانی و بالأخره، ملاقات با امام زمان(ع) در روزهای آغازین قیام یاری می‌دهد.

این گونه مصداق‌شناسی را در بدو امر می‌توان حاصل شوق و اشتیاق وافر جوانان مؤمنی دانست كه كاسة صبرشان لبریز شده و عنان اختیار از كف داده‌اند و بی‌پروا و به استناد برخی روایات و اشارات، مردانی از «ایران» یا «لبنان» را به عنوان مصداق اشخاص نام‌آور عصر ظهور معرفی می‌كنند.

پیش از آنان نیز برخی سایت‌های مذهبی لبنانی و عراقی اقدام به معرفی مصادیق این اشخاص كرده بودند. جز این در طیّ سال‌های بحرانی عراق، گروه‌هایی نیز پرچم بلند كرده و خود را به عنوان سیّد حسنی و یمانی معرفی كرده بودند. به یاد دارم كه در روز عاشورای سال 1386 ش. یكی از همین خروج‌كنندگان كه خود را سیّد یمانی معرفی می‌كرد، بلوایی به راه انداخت و جماعت بسیاری را به خاك و خون كشید. دست آخر معلوم شد گماردة بیگانگان و دست پروردة خوان گستردة سلفی‌هاست.
به جز اینها كه جملگی در داخل جغرافیای اسلامی و عالم شیعی به سر می‌برند، از اوایل پیروزی انقلاب اسلامی نیز سازمان‌های امنیّتی «سیا» و «موساد» و «MI6 انگلیس» نیز سر در پی كشف رابطة رهبران مسلمان و شیعی با امام زمان(ع) گذارده بودند. اطّلاعات موثّقی وجود دارد كه نشان می‌دهد آنها در بازداشتگاه‌های خود، اسیران مسلمان را برای كسب اطّلاعات در این باره شكنجه می‌كردند. مرحوم شهید شیخ راغب، یكی از آن مردان بود كه پرده از بازجویی‌های خاخام‌های یهودی و سعی آنها برای شناسایی امام برداشت.

بسیاری از دستگیر شدگان درگیری‌های «یمن» هم در این باره سخن گفته‌اند و از این بالاتر اطّلاعاتی وجود دارد كه نشان می‌دهد اشغالگران عراق، برخی چوپانان صحرای عراق را نیز دزدیده و به امید كشف ردّ و نشان حضرت، به بازداشتگاه برده‌اند.

طیّ سال‌های اخیر چندین گروه خبرنگاری نیز از كشورهای اروپایی برای تهیّة گزارش و كسب خبر به «تهران» و «قم» اعزام شدند.
این همه نشان می‌دهد كه دو گروه بیگانه و خودی، با دو نیّت متفاوت، سعی در شناسایی زود هنگام وقایع و اشخاص مؤثّر در واقعة شریف ظهور داشته و سعی وافری در این باره كرده‌اند.

شكّی نیست كه زمانِ «ظهور»، از اسرار الهی است و كسی بدان دسترسی ندارد، ضمن آنكه حضرات معصومان(ع) تعیین كنندة وقت را كذّاب و دروغزن خوانده‌اند.

امام(ع) نیز سرّ خداست و مظهر اسم غیب خداوند است و خارج از ارادة خداوند و ایشان، دیّارالبشری قادر به كشف محلّ استقرار، زندگی و رفت و آمدشان نیست.

بارها گفته و نوشته‌ام كه اساساً مهدویّت در زمرة امنیّتی‌ترین مباحث و مسائل مسلمانان پیرو اهل بیت(ع) است. از همین جاست كه ورود به امنیّتی‌ترین بخش از حیات مستضعفان و آنچه كه خداوند آن را چون سرّی مكتوم و سر به مهر نگه داشته و بیان حتّی حدس و گمان در این باره حكایت از منتهای خامی و ناپرهیزی دارد.

خسارات ناشی از ناپرهیزی و ملاحظه نكردن خاستگاه ویژة امنیّتی این امر غیرقابل محاسبه است.
از آنجا كه دشمن مسلّح از قرون ماضی سر در پی كشف این راز داشته و مترصّد ضربه زدن به كیان شیعیان و از بین بردن همة‌ زمینه‌های ظهور كبرای سرّ خدا است، این ناپرهیزی متّكی به حدس و گمان ـ و البتّه گاه طرّاحی شده از سوی بیگانگان و مغرضان ـ می‌تواند باعث بروز درگیری ناخواستة شیعه‌خانة امام زمان(ع) با حامیان سفیانی؛ یعنی ائتلاف صلیب و صهیون شود. مسلّماً‌ همان جماعتی كه روزی به امید دستیابی به حضرت موسی(ع) جملة زنان حامله را شكم دریدند و برای جلوگیری از تولّد مهدی و به قتل رساندن ایشان دو نسل از امامان شیعه را در اردوگاه نظامی «سامرّاء» زندانی كردند، برای كشف و شناسایی دوستان امام نیز از هیچ جنایتی دریغ نخواهند ورزید.

روایتی به این مضمون از حضرت امام جعفر صادق(ع) موجود است كه ایشان این كنكاش و بوالفضولی را باعث به تأخیر افتادن امر ظهور مقدّس اعلام كرده‌اند.
مستضعفان درگیر با فقر و تنگنا و حصار، همواره بر لبة تیز بیم و امید به سر می‌برند. خبری از احتمال رهایی آنان را برمی‌انگیزد و حادثه‌ای تلخ نیز آنها را مغموم و مأیوس می‌سازد. این گونه پیش‌بینی و مصداق‌سازی نا به هنگام و از روی ناپرهیزی، حدّاقل پیامدش آوار شدن موجی از یأس بر سر مستضعفان است. چه كسی می‌تواند مصادیق نام برده شده دربارة سیّد خراسانی، شعیب، یمانی و سفیانی را به طور 100% تعیین و تأیید نماید؟ قطعاً كسی جز خداوند و حضرت صاحب الزّمان(ع) قادر به این امر نیست. چنانچه با گذر ایّام و بروز حوادث، این حدس و گمان اشتباه از آب درآید یا آنكه به سبب بروز «بداء» كه از ضروریّات اعتقادی ماست، واقعه به تعویق افتد، چه كسی حاضر به جبران خسارات ناشی از آوار یأس عمومی مردم می‌شود؟

چنانچه در زمان و مجالی دیگر، ده، بیست یا سی سال آینده، به اذن الهی همة‌ نشانه‌ها و مصادیق واقعی نیز بارز شوند، به مصداق ماجرای چوپان دروغگو، راضی ساختن مردم برای واقعی دانستن و پذیرش واقعه، بسیار سخت و صعب به نظر می‌آید. چرا همواره در طریق افراط، مقام و منزلت مردانی را كه دوستشان داریم، تا سر حدّ مقام قدّیسان و منجیان فرا می‌كشیم؛ در حالی كه طاقت تجربة كمترین لغزش و خطای آنان را نداریم؟ و در طرفـ[ العینی از طریق تفریط، به آنان پشت می‌كنیم؟

این سخن وجهی دیگر نیز دارد.
مثلّث شوم صلیب، صهیون و سلفی‌گری پس از مشاهدة خیزش بزرگ مستضعفان و طلب عمومی آنان برای دستیابی به معنا، معنویّت، اسلام و رهایی‌بخش آسمانی، به امید كنترل شرایط و هدایت رخدادها در مسیر دلخواه خود و به قول خودشان كنترل تاریخ، سناریوی ویژه‌ای را طرّاحی كردند كه از آن با عنوان پروژة آرمگدون یاد كرده‌ایم.

رسانه‌های پر قدرت در كنار هزاران مبلّغ ایوانجلیك به یاری مردان سیاسی و نظامی آمدند تا به گوش مستضعفان غربی نجوا كنند: فصل ظهور دوم حضرت مسیح فرا رسیده است و این ظهور در گرو حمایت از بنی‌اسرائیل و واقعة آرمگدون در «فلسطین اشغالی» است. هم آنان با مستندسازی اقوال خود با روایات مجعول توراتی و انجیلی، چنین تصویرسازی كردند كه نیروهای شرور و شیطانی از سوی شرق اسلامی برخاسته و در مقابل نیروهای خیر و نورانی حمایت كننده از ائتلاف صلیب و صهیون خواهند ایستاد.

سران این جریان دریافته بودند كه در فرصت فراهم آمده، برای كنترل شرایط و دستیابی به نظم نوین جهانی، یا همان جهان تك حكومتی می‌توانند بر بال گرایش‌های مذهبی آخرالزّمانی سوار شده و به اهداف پلید خود دست یابند.

در واقع، پروژة آرمگدون، از نظر آنها، مجالی برای سركوبی تمامی خیزش‌ها و نهضت‌های ضدّ استعماری و ضدّ صهیونی فراهم می‌آورد تا این بار به نام دین و مسیح و برای همیشه از دست مسلمانان و مستضعفان رهایی یابند.

از دهه‌های 80 و 90 میلادی، هزاران رسانه به طور شبانه‌روزی و به همراه بیش از هشتاد هزار نفر مبلّغ ایوانجلیك كه با استفاده از همة ابزار تبلیغی و منابع تحریف شدة توراتی و انجیلی، این امكان را داشتند تا امر را بر ساكنان ساده لوح آمریكایی و انگلیسی مشتبه ساخته و به حركتی صرفاً شیطانی وجهه‌ای دینی و مذهبی بدهند، همة قوای انسانی و مالی را برای حمایت از پروژة آرمگدون و ورود «آمریكا» به جنگ در عراق و تهدید ایران و حمایت از بنی‌اسرائیل اشغالگر وارد كردند تا زمینه‌های ظهور دوم مسیح را فراهم كرده باشند.

آنها تنها به شواهدی عینی احتیاج داشتند تا از آن به عنوان مصادیقی برای صحّت بافته‌های ذهنی خود استفاده كنند.

ثروت بیكران غرب و رسانه‌های پر قدرت پابه‌پای دستگاه‌های امنیّتی این امكان را داشتند تا مصادیق مورد نیاز را ساخته و پرداخته نمایند، از اینجا پروژه‌هایی چون واقعة یازده سپتامبر، انفجار مترو در «اسپانیا» و هجوم بی‌رحمانة مردان دستار بستة طالبان و القاعده با فرماندهی مأمور تربیت شدة سیا؛ یعنی اسامه بن لادن ـ به قول سینماگران كلید زده شدند تا همگان بتوانند مصادیق نیروهای شرور و دجّال صفت را كه در حال آماده شدن برای حملة نهایی و حضور در آرمگدون بودند، با چشم خود ببینند. شاید بسیاری این خبر را خوانده باشند كه جرج دبلیو بوش برای كسب حمایت رئیس جمهور «فرانسه» به آن كشور سفر كرد و با او از قریب الوقوع بودن حملة یأجوج و مأجوج و واقعة آرمگدون به گفت‌وگو نشست. رئیس‌جمهور آمریكا از ژاك شیراك خواسته بود كه با آمریكا و انگلیس در حمله به عراق همراه شود تا با حركتی پیش‌دستانه جلوی حملة نیروهای دجّال به فرهنگ و تمدّن غربی را سد كند.

ژاك شیراك فرانسوی كه از سخنان بوش سر در نیاورده بود، پس از رفتن رئیس جمهور آمریكا از مشاور خود درخواست كرد تا سخنان بوش را تبیین كند و اطّلاعاتی را راجع به آخرالزّمان و فصل ظهور مسیح(ع) به او بدهد.

سران مجامع مخفی، با شروع موج گرایش‌های معنوی و مذهبی در میان ساكنان غرب و خیزش‌های مذهبی شرق اسلامی ـ به ویژه انقلاب اسلامی ایران ـ دریافته بودند كه زمان اجرای آخرین پرده از نمایش ظهور مسیح و تحقّق دولت جهانی بنی‌اسرائیل در فلسطین اشغالی فرا رسیده است و تأخیر در اجرای پروژه و البتّه به نام دین و مسیح می‌تواند همة فرصت‌ها را از آنها گرفته و شیرینی اجرای طرح نظم نوین جهانی را به كامشان تلخ كند.

از اینجا، آنها تنها به كشف برخی قراین و شواهد احتمالی از دشمن فرضی و بزرگ‌نمایی خطرات احتمالی آن خصم برای تمدّن غربی و حتّی صلح و امنیّت جهانی احتیاج داشتند. در واقع آنها برای نجات خود از گردابی كه به وجود آمده بود، تنها به یك جنگ فراگیر اتمی احتیاج داشتند. جنگی كه از شرق اسلامی برمی‌خیزد. تنها این واقعه می‌توانست تمامی اجزای پروژه یا سناریوی نوشته شدة ایوانجلیك‌های یهودی و یهودیان صهیونیست مجامع مخفی را نزد مردم واقعی، پیش‌بینی شدة كتب مقدّس و البتّه خطرساز و مخوف جلوه دهد تا ساكنان غرب همة توان خود را در كار وارد سازند، بر هر گونه كشتار و جنایت مهر تأیید بزنند و هر تصمیمی را پذیرا شوند.

همراهی مردم در اجرای پروژة آرمگدون به منزلة تن دادن به نظم نوین جهانی مجامع مخفی و بنی‌اسرائیل بود. جهانی كه با مركزیّت «اورشلیم» شكل می‌گرفت.

در اثنای اجرای این پروژة شیطانی بود كه آنها انگشت اشاره به سوی ایران و مطالعات هسته‌ای‌اش دراز كردند. آنها در پس نمایش خیمه شب بازی «طالبان افغانستان» و «القاعده»، كه دست ساز خودشان بود، به مصداق و نمونة بارزی از دشمنان شرور آخرالزّمانی شرقی خود دست یافته بودند.

به جز این، شرقی و اسلامی بودن ایران و انقلابی و اصول‌گرا بودن ایرانیان برای متّهم ساختن آنها و قرار دادنشان در صفِ نیروهای شرور در میدان آرمگدون، كافی بود. بزرگ‌نمایی فعّالیت‌های هسته‌ای ایرانیان و به چالش كشیدن مذاكرات و صورت جهانی دادن به رؤیاپردازی‌ها ـ همچون خطرناك خواندن ایران ـ می‌توانست تمامی قطعات پازل مورد نیاز مستكبران را برای به تصویر در آوردن واقعة آرمگدون فراهم آورد و كار را یكسره كند. مراد اصلی آنها چیزی جز وارد ساختن شرق اسلامی در جنگی فراگیر ـ به قول خودشان باز دارنده ـ و از بین بردن همة‌ احتمالاتی كه گمان می‌رفت باعث در هم پیچیده شدن طومار حیات غرب استكباری شود، نبود.

دیوید راكفلر معروف كه ردّش را در بسیاری از مجامع مخفی می‌توان یافت، در سال 1994 م. در شورای تجارت «سازمان ملل» گفته بود:
ما در لبة تغییر و تبدیل جهان قرار داریم. آنچه بدان احتیاج داریم یك بحران بزرگ است. در این صورت همة ملّت‌ها نظم نوین جهانی را می‌پذیرند.1
آلبرت پایك، دیكتاتور و خونخوار معروف قرن 19 میلادی و از اعضای عالی رتبة لژهای ماسونی ایالات متّحدة آمریكا نیز در حالی از دنیا رفت كه آرزوی دیدار نظم نوین جهانی را پس از سه جنگ بزرگ جهانی به گور برد. مجسّمة او اینك در یكی از میادین اصلی شهر «واشینگتن» خودنمایی می‌كند.

بخشی از اهداف كلان ـ نظم نوین جهانی و جهان تك حكومتی بنی اسرائیل ـ واسپس دو جنگ جهانی طرّاحی شدة مجامع مخفی ماسونی محقّق شد و طیّ آن بخش‌های بزرگی از اختیارات ملل مختلف و ساكنان جهان از آنها سلب شد و در اختیار مجامعی قرار گرفت كه به نام و زیر لوای سازمان‌های جهانی عمل می‌كردند.

آخرین بخش از این اختیارات و امكانات، القای ضرورت تأسیس حكومتی یك پارچه به ذهن مردم جهان و اعلام آن در گروی سومین بحران بزرگ جهانی است.
درست در همین شرایط، اشخاصی دانسته یا ندانسته، با عملكرد و اقوال محاسبه نشده، برای بافته‌های ذهنی و اوهامات سران مجامع مخفی و سیاست‌بازان مأمور این مجامع كه بر اریكة قدرت دول آمریكایی و اروپایی تكیه زده‌اند، مستندات و شواهد ارائه می‌كنند تا آنها بی‌دردسر بتوانند همة قوای پوشیده و فعّال جهان را علیه شرق اسلامی و ایران ـ شیعه خانة امام زمان(ع) ـ وارد میدان كنند.

این مستندسازان چونان طالبان و اعضای القاعده دست ساز و رام مردان سیاسی و امنیّتی غربی نیستند؛ لیكن در وجهی دیگر، شواهدی را در اختیار اعوان و انصار شیطان قرار می‌دهند تا انگیزه‌ها و اهرم‌های ائتلاف صلیب و صهیون بیش از پیش بر ایران اسلامی فشار وارد آورد. نویسنده به هیچ روی قصد متّهم كردن اشخاص حقیقی و حقوقی را ندارد؛ لیكن شواهد بسیاری را می‌توان ارائه كرد كه طیّ آنها، حامیان و مجریان جنگ فراگیر در شرق اسلامی از اقوال و اعمال نادانستة مردان سیاسی مسلمان، نهایت بهره برداری را برای به كرسی نشاندن طرح خود داشته‌اند. آنها در پروژة آرمگدون، تصویری از صحنة جنگی فراگیر در فلسطین اشغالی ارائه می‌كنند و با برشمردن صف‌بندی‌ها و نیروهای دو طرف سعی در محق جلوه دادن خواست و عمل سران ائتلاف صلیب و صهیون و حتّی اعلام نتیجة نهایی ماجرا می‌كنند. آنها از یك سو، ساكنان ساده لوح غرب را از اسلام و مسلمانان می‌ترسانند و از دیگر سو، بستری را فراهم می‌آورند تا مردان سیاسی شرقی و ساكنان شرق اسلامی، دست به اعمالی بزنند كه از نظر این مزوّران شیطان صفت به عنوان مصداق و سندی برای واقعی جلوه دادن آن سناریو و تهدیدها قابل استفاده است. آنها از دجّال آخرالزّمان و صف‌آرایی نظامی‌اش در فلسطین اشغالی در برابر مسیحیان و بنی‌اسرائیل می‌گویند، آنگاه در میان مردان سیاسی شرقی و مسلمان به دنبال اشخاصی می‌گردند كه بتوان انگشت اتّهام را به سویشان دراز كرد. آنگاه آنها را تهدید كننده، مخرّب و دشمن فرهنگ و تمدّن غربی می‌خوانند و دستیابی به امنیّت و آرامش را در گرو قتل عامّ آنها اعلام می‌كنند.
عباراتی مثل اسلام‌هراسی از همین جا سر بر آورد.

با این اوصاف، تنها هوشیاری و كیاست مردان سرزمین اسلامی و به ویژه علما، سیاستمداران و اربابان رسانه‌ها و جرایدند كه می‌توانند مانع از سوءاستفادة خصم از این شرایط شوند. معرفی مصادیق اشخاص یاد شده در روایات و بی‌پروایی در سخن راندن در مجامع، دقیقاً همان مستنداتی است كه حامیان پروژة آرمگدون برای واقعی و حتّی دینی جلوه دادن دسیسه‌های خود بدان احتیاج دارند.

كلام آخر آنكه؛
در عصر غیبت، جملگی ما مكلّف به كسب معرفت دربارة‌ امام زمان(ع)، انتظار و آمادگی و اصلاح‌گری هستیم.
انتظار عملی آگاهانه همراه با آمادگی برای مجاهدت همه جانبه در همة حوزه‌های اعتقادی، فرهنگی و عملی و اصلاح‌گری فردی و جمعی مطابق نقشة الهی و كلام حضرات معصومان(ع) است.

هیچ یك از بزرگان دینی همة اعصار، تلاش برای دیدار امام، كشف اسرار، مصداق‌سازی به شیوه‌های مرسوم و مبتلا به و تبعیّت از الگوهای بیگانگان صلیبی و صهیونی در ترتیب مناسبات و معاملات را در زمرة‌ تكالیف مسلمانان و شیعیان اعلام نكرده‌اند.
امید می‌رود كه جملگی ما در زمرة منتظران حقیقی و مجاهدان هم عهد
در طریق امامت و ولایت به شمار آییم. ان‌شاءالله.

پی‌نوشت‌ها:
1. شوالیه‌های معبد.


::
نویسنده : موعود
تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1391
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Why do they call it the Achilles heel? یکشنبه 2 مهر 1396 01:26 ق.ظ
You've made some decent points there. I checked on the net for more info about the issue and found most individuals will go along with your views on this site.
feet complaints شنبه 18 شهریور 1396 04:03 ق.ظ
Thank you, I have recently been searching for info about this subject for a while and yours is the greatest I've found out till now.
However, what in regards to the bottom line?
Are you positive in regards to the source?
Can you get an operation to make you taller? یکشنبه 15 مرداد 1396 06:23 ب.ظ
I'm really impressed with your writing skills as
well as with the layout on your blog. Is this a paid theme or did you customize it yourself?

Either way keep up the excellent quality writing, it's rare
to see a nice blog like this one these days.
How do you get a growth spurt? جمعه 13 مرداد 1396 08:16 ق.ظ
Piece of writing writing is also a fun, if you be familiar with afterward you
can write or else it is difficult to write.
Can you have an operation to make you taller? سه شنبه 10 مرداد 1396 06:42 ق.ظ
Amazing! This blog looks exactly like my old one!

It's on a completely different topic but it has pretty much the same layout and design. Outstanding choice of colors!
What do you do for a strained Achilles tendon? یکشنبه 8 مرداد 1396 09:41 ق.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favorite
justification seemed to be on the net the simplest thing to be aware of.
I say to you, I certainly get annoyed while people think about worries that
they just don't know about. You managed to hit the nail upon the
top and also defined out the whole thing without having side-effects , people can take
a signal. Will likely be back to get more. Thanks
BHW یکشنبه 27 فروردین 1396 03:28 ب.ظ
Great beat ! I wish to apprentice while you amend your web site, how could i subscribe
for a blog site? The account helped me a acceptable deal.
I had been tiny bit acquainted of this your broadcast provided bright clear concept
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر